مرتضى مطهري
110
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
به زندگى نيست و لهذا از ضروريات اسلام اين است كه ترك كار ، ترك تجارت و كسب ، ترك تحصيل ، ترك زراعت و كشاورزى و ترك دامدارى غلط است . اما در چگونگى زندگى . بعضى از چگونگيهاى زندگى جنبه هاى مادى آن است كه بر اساس يك سلسله مصالح معقول مربوط به خود زندگى است از قبيل ترك شراب ، قمار ، ربا ، خدعه ، گوشت خوك و غيره . اين ممنوعات همه اساس معقولى دارد و طب هم خود ممنوعيتهايى دارد ، زندگى اجتماعى هم ممنوعيتهايى از قبيل دزدى دارد ، كه البته به حساب پشت كردن به زندگى نبايد گذاشته شود . ولى بيشتر اين چگونگيها جنبه هاى روانى دارد ( 1 ) از قبيل فلسفه زندگى ( 2 ) و اينكه هدف زندگى و تمدن آيا پول و آنچه با پول به دست مىآيد باشد يا نه ؟ اينجاست كه فقط اديان هستند كه هدفهاى روشن و معنوى و فلسفه صحيح براى زندگى عرضه مىدارند . اينجاست كه ميلها را از بستگى و انحصار خارج مىكنند و دشمن سكون و قناعت و رضايت و اخلاد نسبت به زندگى دنيا مىشوند و اينجاست كه مسأله توسعه شخصيت و تولدى ديگر رخ مىدهد . اينكه چگونه لذتهايى را جستجو كنيم مربوط به چگونگى است . اينكه لذات مادى لذات انحصارى نيست و هم اينكه در عين لذةٌ فى غيرمحرَّم مشروع است مربوط به چگونگى زندگى است . ديگر اينكه خود را جسماً و روحاً چه اندازه ببنديم به ماديات
--> ( 1 ) . يعنى مربوط است به عامل زندگى كننده نه به وسايل زندگى . پس از نظر اسلام به اصل زندگى نبايد پشت كرد بلكه بايد رو آورد و از نظر چگونگى زندگى تا آنجا كه مربوط است به ماديات ، مربوط است به وسايل زندگى كه اسلام محدوديتهاى معقولى طبى يا اجتماعى دارد و تا آنجا كه مربوط است به عامل زندگى كننده نيز لازمه زندگى وتمدن است . ( 2 ) . درباره فلسفه زندگى مطلب اين است كه دنيا براى انسان آفريده شده نه انسان براى دنيا و نه هيچ كدام براى هيچ كدام .